و همراهش به دمشق رفت و قاضي‌القضات مصر شد. پس از مرگ ناصر (1412م‌/815 ه ق‌)، به‌حلب بازگشت و در دوازدهم ربيع‌ثاني 815 ه ق درگذشت‌.
او خلاصه‌اي از كتاب مختصر تاريخ البشر ابوالفدا (چهاردهم‌ـ 1) و ذيل آن را تا سال‌1403م‌/805 ه ق نوشت‌؛ كه روضات المناظر في‌علم اﻷٴوائل و اﻷٴواخر نام دارد.
او يك سلسله كتاب‌درسي منظوم تأليف كرد، از قبيل منظومه في اصول الدين‌؛ اصول التصوف‌؛ اصول الفقه‌؛ فرائض‌؛ اجماع‌؛ منطق‌؛ طب‌؛ نحو؛ بيان‌؛ صراط الرسول‌. نويسندگان ديگري برخي از اين منظومه‌ها را شرح كرده‌اند.

قلقشندي

جامع العلوم مصري (1355 ـ 1418م‌/755ـ821 ه ق‌).
شهاب الدين ابوالعباس احمدبن علي قلقشندي مصري‌، معروف به‌ابن ابي غُدّه‌. او در سال‌1355 ـ 1356م‌/755 ه ق در قلقشنده‌ٴ مصر زاده شد. او از نژاد خالص عرب و از خانواده‌هاي‌ اهل فضل بود؛ ظاهراً عمرش را در ديوان استيفاي مماليك گذراند. در دهم جمادي‌ثانيه‌ٴ 821 ه ق‌ درگذشت‌.
مهم‌ترين تأليفش نوعي دايرةالمعارف اطلاعات تاريخي‌، اداري و انشايي براي استفاده‌ٴ مأموران مصري پس از سال 1387م‌/789ه ق است‌، كه در سال 1412م‌/815 ه ق تأليف شده‌ است‌. اين كتاب صبح‌الاٴعشي‌ٰ في صناعة اﻹنشأ نام دارد. اين كار به‌هيچ روي تازگي نداشت‌، زيرا تأليف راهنماي دبيري يا دايرةالمعارف يكي از شيوه‌هاي ادبي در ادبيات عرب بود. دو تا از نخستين نمونه‌هاي آن ادب الكاتب ابن قتيبه (نهم‌ـ 2) و عيون‌الاٴخبار هموست‌؛ و آخرينشان كه در اختيار قلقشندي قرار داشت كتاب فضل‌الله عمري (چهاردهم ـ1) سلف او در ديوان انشاي مصر بود. منابع قلقشندي بيش از آن است كه در اين‌جا بتوان ذكر كرد؛ بي‌شك‌، مهم‌ترينش كتاب‌ عمري است كه گاه‌، حرف به حرف نقل كرده است‌.
صبح‌الاعشي‌ٰ تأليف مفصل در دوازده بخش است‌، يعني يك مقدمه‌، ده مقاله و يك خاتمه‌. مندرجات آن به‌طور كلي عبارت است از (مقدمه‌) كليات درباب هنر نويسندگي و نويسندگان‌: الف‌) معلومات نظري و عملي مورد نياز دبيران‌؛ ب‌) جغرافيا و تاريخ ممالك اسلامي‌؛ ج‌) اقسام‌ اسناد، از قبيل عنوان‌ها، قالب‌، تعارفات‌؛ د) مكاتبات دولتي‌؛ ه) فرمان نصب‌؛ و) ساير نوشته‌ها، از قبيل مكاتبات ديني‌، معافيت (مالياتي و غيره‌)، خلع و غيره‌؛ ز) اسناد مربوط به حقوق و مزايا؛ جزئيات مربوط به نوشتن بسم‌الله و طغرا؛ ح‌) صورت قسم‌نامه‌؛ ط) امان نامه‌؛ ي‌) نامه‌هاي اتفاقي‌؛ (خاتمه‌) سازمان بريد و كبوتران نامه‌بر، حمل يخ و برف‌، ايستگاه‌هاي اعلام‌ خطر حمله‌ٴ مغول (مناوير، محرقات‌).